کارگاه روش بیان احکام

ربط دادن روایات و احادیث به احکام

حضرت زهرا(س) از تلاوت کتاب خدا، نظر به صورت رسول خدا و انفاق در راه خدا صحبت کرده اند.
ارتباط این سه و احکام موجود بدین شرح است:
افضل الاشیا کتاب خداست
افضل الاشخاص رسول خداست
و افضل الااعمال، انفاق در راه خداست.
هر سه عمل مرتبط با خدا هستند. یکی عمل گفتاری است، یکی دیداری و دیگری جوارحی. پس نماد سه عمل مهم در زندگی هستند.
 نتیجه می گیریم که باید به اعمال زندگی جهت دهیم. حرف و نگاه و کارها باید بهترین ها باشد.
مثلا یک کشاورز کار تولیدی با عزت نفس دارد.

مقدار مسافت شرعی و نحوه محاسبه

ده نظر متفاوت در رساله های موجود برای محاسبه میزان مسافت شرعی وجود دارد.
ازجمله: محاسبه با میل، محاسبه با ذراع، فاصله بین مدینه تا ذی خشب، فاصله بین مکه تا عرفات، فاصله بغداد تا نهروان، مسیره یوم( فاصله ای که یک شتر در روزطی می کند) و...
در نهایت از مجموع این تحقیقات، طبق ادله موجود و با احتیاط همان 46 کیلومتر اعلام شده است.

حکم خروج موقت از محل قصد

سوال: حکم نماز و روزه افرادی که در شهر یا روستایی قصد اشعره می کنند و می خواهند به شهر یا روستای هم جواری بروند که از حد ترخص هم خارج نیست، چیست؟
جواب:
قصد اشعره باید در مکان واحد باشد و در 2مکان متفاوت نباشد. در حین این ده روز اگر فرد بخواهد خارج از حد ترخص شود و زمان زیادی طول نکشد، اشکالی ندارد. همه مراجع بالاتفاق چنین خروجی را مجاز دانسته اند؛ البته در مدت زمان مجاز برای خروج تفاوت فتوا وجود دارد.
نکته: برخی رفت و آمد در دومکان که در ترخص هم هستند را مجاز دانسته اند ولی برخی دیگر هم می گویند اگر عرفا دو مکان مجزا نامیده می شوند، رفت و آمد اشکال دارد.

خمس (کیفیت محاسبه2)

در کنار پول نقدموجود از راه درآمد و مواد مصرفی اضافه، سرمایه نیز از جمله مواردی است که قطعا به آن خمس تعلق می گیرد.
سرمایه مالی است که سودآوری و درآمدزایی دارد؛ مثل کارخانه، مزرعه، مغازه، منزل مازاد اجاره ای، اتوبوس و...
بعضی مراجع بر این نظرند که اگر این سرمایه برای دریافت مخارج زندگیست، خمس به آن تعلق نمی گیرد. و برخی دیگر می گویند به آن خمس تعلق می گیرد ولو با پرداخت اقساطی. دسته سوم هم اکثریت هستند، که میگویند اگر سرمایه به قدری اندک است که درصورت پرداخت خمس، با مابقی زندگی اداره نمی شود، خمس برآن سرمایه واجب نمیشود.

خمس (وظیفه اصلی روحانی ارشاد یا محاسبه؟!)

کیفیت محاسبه خمس مهم است. وظیفه ما محاسبه خمس نیست؛ بلکه ارشاد مردم است.

ما باید مسائل مربوطه را توضیح دهیم و اگر متوجه شدیم کسی خمس نمی پردازد باید امر به معروف انجام دهیم.

محاسبه خمس وظیفه ما نیست.

باید احکام خمس و زکات و وظایف مالی بطور کلی برای مردم گفته شود تا وظیفه شرعی و آثار سوء نپرداختن آن مشخص شود.

پس وظیفه اولیه ما بیان احکام شرعی است. اما گاهی مواقع وظیفه ثانویه ای تحت عنوان محاسبه خمس تعریف می شود.

انجام وظیفه در زمان تفاوت فتاوا

اگر فتوای کسی را بگوییم و مقلد مرجع دیگری به آن عمل کند و در اینصورت ترک واجب یا انجام حرامی را مرتکب شود، لازم است متناسب با نظر مرجع، حکم مرتبط را گفت تا به وظیفه عمل شود.
در مسائل مختلف عبادی، اجتماعی و اقتصادی لازم است نظر مربوط به مرجع تقلید مربوطه اجرا شود زیرا در این موارد اختلاف هست و قابل جمع نیستند.

 

عدم لزوم اشاره به تفاوت فتاوا

در جلسات بیان احکام باید از ذکر تفاوت فتاوا پرهیز نمود. دو سوال زیر در این خصوص مطرح می‌شود :
۱. در این شرایط باید چه کرد و طبق فتوای کدام مرجع تقلید احکام را بیان کرد؟
۲. اگر احکام طبق فتوای مرجع خاصی گفته شد و مخاطبان ما مقلد مرجع دیگری بودند و در آن مسئله تفاوت نظر وجود داشت، تکلیف چیست؟
پاسخ این است که نباید به تفاوت فتاوا اشاره کرد مگر در مواردی که تفاوت فتوا به حدی است که قابل جمع نباشد.
پس گفتن تفاوت فتوا ضرردارد زیرا قالب مردم در مباحث فقهی و استدلالی و مبانی فقهی آشنا نیستند و بدتر دچار شک می‌شوند.

 

راه‌حل در زمان وجود تفاوت فتوا

در زمانی‌که تفاوت فتوا وجود دارد، کارمشکل می‌شود.
در این موارد باید سیرمطالعاتی احکام داشته باشیم. فقه با یکی دو کتاب کارگشا نیست و انسان باید با کتب مأنوس شود. و در کنار دانستن احکام و عقاید و اخلاق و تاریخ و مسائل سیاسی، احکام شرعی را بداند زیرا پاسخگویی به سوالات فقهی مردم توقع اولیه از حوزویان است.
گام‌های لازم جهت توانمندی در پاسخگویی:
گام اول: ساخت زیربنای فکری فقهی
گام دوم: دانستن تفاوت‌های فتوایی که قابل جمع نیست.
گام سوم: شناختن صاحبان فتوا در صورت مقدور.

تکلیف ما به هنگام تفاوت در فتاوا

اگر تفاوت فتوا وجود داشته باشد ، دو راهکار تعریف می‌شود:
۱. برخی از تفاوت‌ها قابل جمع هستند; که در اینصورت حتی المقدور باید در یک مسأله جمع و گفته شوند.
۲. برخی غیرقابل جمع نیستند ; که در این صورت حتما باید تفاوت‌ها ذکر شود.

نکته: اگر فتوایی گفته شود و مقلدِ مرجع دیگری که این نظر را ندارد و به این فتوا عمل کند، ترک واجب نکرده است، مرتکب حرام هم نشده است. و در واقع چنین تفاوتی قابل جمع است. مثل تفاوت فتاوای مسح سر و مسح پا.
و در این شرایط لازم نیست که نظرات دیگر هم گفته شود.

 

صفحه‌ها