روح دین تعبد و بندگی است/ پنج صفتی که حضرت زینب(س) به ارث بردند

حجت الاسلام و المسلمین مسعود عالی؛

شخصی آمد پیش امام رضا(ع) و گفت که من الان دارم از حمام در می آیم چرا باید وضو بگیرم با اینکه تمیز هستم، امام رضا(ع) فرمودند: که خدا می خواهد بداند که چقدر بنده هستی
عقیق: مراسم جشن میلاد حضرت زینب (س) با سخنرانی حجت الاسلام عالی و مداحی کربلایی حسن حسینخانی و کربلایی مقداد پیرحیاتی به همت هیئت محبان الرضا (ع) در بقعه شیخ طرشتی برگزار شد .
در ادامه گزیده ای از سخنان حجت الاسلام عالی را بخوانید
 نحوه قبول داشتن خدا در انسان ها یکسان نیست. بعضی ها خدا را به عنوان خالق قبول دارند اما به عنوان ولی و مدیر زندگی شان نپذیرفته اند . اگر بخواهیم آدم ها را از این جهت دسته بندی کنیم سه دسته هستند، دسته اول کسانی هستند که خدا را فقط به عنوان خالق قبول دارند و بس. می گویند دیگر کاری به زندگی ما نباید داشته باشد . ما را خلق کرده ممنون ولی خودمان از پس زندگی مان بر می آییم. مثل فرهنگ سکولار، که خدا را به عنوان خالق قبول دارد، اما آنجا که خدا می خواهد مدیریت کارها را به عهده بگیرد را قبول ندارد. این به تعبیر قرآن کفر است.
دسته دوم می گویند خدا را قبول داریم، به عنوان مدیرزندگی هم قبول داریم، خداوند همه کاره است، اصلا خدا همه چیز را رقم می زند هم در عالم تکوین هم در عالم تشریع که چه کنیم و چه نکنیم. این دسته دوم کسانی هستند که خدا را همه کاره می دانند. منتهی گیر این دسته دوم این است که گاهی در بعضی از جاها با خدا درگیر می شوند  و در بعضی از مقدرات اعتراض می کنند و قبول نداریم و خدای نکرده ظلم می شمارند . گاهی موارد که مرگ و میر در یک خانواده به وجود می آید با اینکه همه مان هم قبول داریم که مرگ دست خداست ولی باز هم اعتراض می کنیم و به سمت کفر می رویم.
 حضرت امام خاطره ای دارند که از  حضرت آیت الله گلپایگانی شنیده بودند. آیت الله گلپایگانی می گفت: من یک رفیقی داشتم در دوران طلبگی که بعد از چند سال این رفیق ما برگشت شهر خودش اما ما با هم در ارتباط بودیم تا بعد از چند سال شنیدم که مریض است و مریضی بسیار شدید دارد .  از قم رفتم به عیادتش در شهرشان. دیدم که رو به قبله اش کرده اند و حالش خیلی بد است. آقای گلپایگانی می گوید کنارش نشستم و دیدم دارد کفر می گوید و چه کفری که اینگونه می گفت: ظلمی که خدا به من کرده احدی به من نکرده، من بچه کوچک دارم، بچه ام احتیاج به سرپرست دارد اما مرا دارد از این دنیا می برد. ببینید قبول دارد خدا دارد می برد ولی با خدا درگیر است. یک جاهایی کار خدا را ظلم می داند. یا در عالم تشریع در قوانین خدا که اعتراض می کنیم که چرا خدا این حکم را گذاشته است.
 می گوید با اینکه خدا گفته اما باز هم قبول نمی کنم، اگر در قرآن هم باشد باز هم می خواهد دلیلش را بداند.  باشد بدانید  اما برای بندگی خدا شرط نگذارید. شخصی آمد پیش امام رضا(ع) و گفت که من الان دارم از حمام در می آیم چرا باید وضو بگیرم  با اینکه تمیز هستم، امام رضا(ع) فرمودند: که خدا می خواهد بداند که چقدر بنده هستی، چقدر حرفش را گوش می کنی. چون خدا گفته برای ما بس است، دیگر حرفی نباید بزنیم . روح دین تعبد و بندگی است.  وحی فراتر از عقل بشر است، واقعا خیلی جاها عقل ما نمی داند، شرط نگذاریم برای خدا که خدایا به شرط اینکه من بدانم حکمتت را قبول می کنم، روح دینداری همین تعبد است و تسلیم بودن.
اما دسته سوم که خوشا بحالشان ، این دسته قبول دارند که خدا همه کاره است و همه جا تسلیم خداوند هستند. می گویند خدایا چون شما فرمودی همه جایش قشنگ است چه من بفهمم چه نفهمم.  چون شما گفتی درست است و ما قبول می کنیم. این دسته می دانند که خدا هم دانای مطلق است هم دارای مطلق است هم مهربان است، اگر این ها را قبول داشته باشید دیدتان عوض می شود و در  هیچ جای زندگی کم نمی آورید و نا امید نمی شوید.
 این خدای دانای دارا توانای مطلق هم هست .  این خدای مهربان بی نهایت هم هست و هیچ کینه ای با کسی ندارد. بی نهایت دارای رحمت و مغفرت است ، بخل ندارد هرچه که بدهد تازه بخشش بیشتر می شود و از او چیزی کم نمی شود.
 خب حالا کسی اگر به مشکلی خورد نمی گوید که ندارد یا بخیل است، فکر می کند حتما دوستم دارد که نمی دهد و می داند که به صلاحم است. مثل بچه که می گوید چرا پدرم و مادرم اون تیغ را نمی دهد بازی کنم .  بچه نمی داند که این از مهربانی مادر و پدر است، بچه نمی داند که این تیغ او را زخمی می کند. گاهی وقت ها واقعا ندادن برای این است که دوستمان دارد. گاهی وقت ها هم برای این است که شما بیشتر سمت خدا بروید که بیشتر به او رجوع کنید.
 وجود مقدس حضرت زینب(س) شاگر پنج استاد بودند از پیامبر تا امام حسین(ع). از هرکدام از این بزرگواران یک صفتی را به ارث بردند. از پیامبر عقل را به ارث بردند و شدند عقیله بنی هاشم، از پدر بزرگوارشون امام علی(ع) شجاعت را به ارث بردند، از حضرت زهرا(س) مادر بزرگوارشان عفت و حیا را به ارث بردند، از برادرشان امام حسن(ع) صبر را به ارث بردند که در برابر مصیبت ها صبر کنند و از امام حسین(ع) برادر دیگرش عزت را به ارث بردند. در کربلا غیر از امام سجاد(ع) کسی که از همه شبیه تر به اباعبدالله بود حضرت زینب(س) بودند. 

موضوع: